
به قلم: خانم دکتر پرستو رستمی
در جامعه خشني زندگي ميكنيم. همانطور كه آمار درباره سلاح نشان ميدهد، كودكان در برابر خطرات رو به رشد زندگي مدرن مصون نيستند.
بسياري از كودكان در مقطعي از دوران كودكي خود يا شاهد يك جرم و حادثه خشونتبارند، يا آن را تجربه ميكنند. برخي از اين سوانح مانند تصادفات رانندگي، جراحات در منزل يا حياط مدرسه و يا بلاياي طبيعي مثل زلزله يا طوفان غيرعمدند. برخي ديگر اما جنايات و يا خشونتهاي عمدياند؛ به نظر ميرسد كه كودكان نه تنها شاهد دعوا در زمين بازي محله، بلكه گاهي شاهد كيفزني، تيراندازي، جنگ و حتي قتل و حملات تروريستي بودهاند.
در سالهاي مياني كودكي، كودكان زيادي در معرض خشونتهاي تبهكاران و باندهاي مواد مخدر، تيراندازي از خودرو، ضربوجرح و آسيبهاي جدي ناشي از آن يا حتي گاهي مرگومير قرار ميگيرند.
بعلاوه دهها صحنه جرم و خشونت نيز هر هفته در فيلمها و تلويزيون براي كودكان پخش ميشود. اين خشونت دائم در رسانهها، همراه با حوادث وحشيانه ديگري كه ممكن است كودك شاهد يا خود درگير آن شود، پيامدهاي وخيم بسياري براي او دارد. برخي كودكان به اين نتيجه ميرسند كه درگيريهاي خود را با خشونت حلوفصل كنند. برخي حساسيت خود را نسبت به خشونت و درد و رنج ديگران از دست ميدهند. بعضي نيز درونگرا شده، از مردم و دنياي پيرامون خود گريزان ميشوند.
وقتي فرزندتان با يك سانحه تلخ واقعي مانند يك جنايت خشونتبار روبهرو ميشود، واكنشهاي متفاوتي ممكن است بروز دهد. برخی وحشتزده ميشوند، شايد از بيرون رفتن پرهيز كنند و شايد نتوانند در مدرسه تمركز لازم را داشته باشند. حتي كوچكترين تغيير در روال روزمرهشان ممكن است آزارشان دهد. اشتهايشان تغيير ميكند و ممكن است از سردرد، شكم درد و ديگر علائم مبهم شكايت كنند. ممكن است مشكل خواب پيدا كنند.
اختلال PTSD (تنش پس از سانحه) كه بارها در مورد كهنه سربازان جنگ ويتنام مطرح ميشد، ممكن است در كودكي نيز رخ دهد. كودكاني كه در معرض خشونت قرار ميگيرند مانند سربازاني كه تجربه آشوب نبرد را از سر ميگذرانند، اغلب ماهها يا حتي سالها از پسلرزههاي جسمي و عاطفي اين خشونت رنج ميبرند. بعضي از اين علائم را ـ مانند ترس يا اختلالات جسمي ـ قبلاً توصيف كردهايم. كودكان غالباً حادثه را بارها و بارها در ذهن خود تكرار ميكنند و اين، ادامه طبيعي زندگي روزمره را برايشان دشوار ميكند. رفتارشان نيز ممكن است پرخاشجويانه و خشونتآميز شده و يا حتي به خود آسيب بزنند.
در بحث پيرامون خشونت، همواره بايد به كودكان قوت قلب داد. اگر فرزندتان در چنين موقعيتي قرار گرفت، به اين فكر كنيد كه حادثه چگونه او و تمام خانواده را تحت تأثير قرار ميدهد. آيا نحوه تعامل اعضاي خانواده با يكديگر و جهان پيرامون تغيير كرده است؟ آيا روال روزمره و فعاليتهاي شما دچار دگرگوني شده است؟
حتماً فرزندتان را تشويق كنيد كه راجعبه اين خشونت صحبت كند. بگذاريد احساسش را بيان كند: ترس، اضطراب يا خشم. در صورت لزوم بارها دربارهاش گفتگو كنيد. به ياد داشته باشيد كه اگر درگير يك سانحه خشونتبار شده و يا شاهد آن بوده، به حمايت زياد و غالباً مشاوره براي كنترل كردن احساسات خود نياز دارد. مشاوران مجرب سلامت رواني بسياري وجود دارند كه ميتوانند به فرزندتان براي مقابله با تنش ناشي از اين تجارب خشونتبار كمك كنند.
در هفتهها و ماههاي بعد از یک حادثه تلخ يا خشونتبار، تمام تلاش خود را به كارگيرید تا فرزندتان احساس امنيت كرده و روال طبيعي زندگي را از سر گيرد. مطمئن شويد كه شبانهروز از نظارت و مراقبت كافي برخوردار است. درباره موقعيتهاي بالقوه خطرناك و شيوه اجتناب از آنها در آينده به گفتگو بنشينيد. او را تشويق كنيد كه ترسهايش را بيان كند و اطمينان دهيد كه همه چيز درست خواهد شد. اقداماتي را كه براي اطمينان از امنيت و مراقبت از او انجام دادهايد برايش توضيح دهيد.
براي مقابله با پديده خشونت، وارد فعاليتهاي اجتماعي شويد. با همراهي ديگر والدين، مدارس، سازمانهاي اجتماعي، شركتها و ادارات پليس ميتوانيد محيطي امنتر براي فرزند خود پديد آورده و از خطرات خشونت در زندگي كودكان، و از جمله فرزند خودتان بكاهيد.
اگر براي فرزندم قلدري كردند، چه كنم؟
گاهی كودكان در سالهاي مياني كودكي در زمين بازي مدرسه و يا پارك محله هدف ضعيفكُشي قرار ميگيرند. در اين مواقع قلدرها نه تنها موجب هراس و زايل شدن اعتماد به نفس كودك و خراب كردن بازي او ميشوند، بلكه ممكن است به او آسيب جسمي نيز برسانند.
پرهيز از روبهرو شدن با يك قلدر، يكي از دلايل بيميلي احتمالي فرزندتان براي مدرسه رفتن است. شايد مجبور ميشود كه پول ناهارش را بدهد و يا از صدمات جسمي بترسد. اگر مظنون به چنين مسئلهاي هستيد، بايد براي حفظ امنيت و سلامت فرزندتان دست به اقدام مناسب بزنيد. راهبردهاي زير با كمك شما ميتواند امنيت بيشتري را برای او فراهم آورد:
به فرزندتان بگوييد در برابر قلدرها واكنش نشان ندهد، و به خصوص در برابر خواستههايشان تسليم نشود. قلدرها از ترساندن ديگران لذت ميبرند و هيچ چيز از گريه يا ناراحتي قرباني برايشان جذابتر نيست. اين واكنشها، رفتار قلدرمآبانه آنها را تقويت ميكند. بنابراين فرزندتان بايد آرامش خود را حفظ كرده و از آنجا برود.
اگر تلاشهاي فرزندتان در بيتوجهي به متلكهاي قلدرها اثربخش نيست، بايد قرص و محكم در برابر مزاحم بايستد. بايد با اعتماد به نفس كامل در چشمهاي مردمآزار نگاه كرده و واضح و بلند بگويد: «همين الآن تمومش كن. اگر ادامه بدي به مدير ميگم.» يا «باهات حرف ميزنم اما دعوا نميكنم، مشتهاتو باز كن و دستت رو بيار پايين». گاهي يك جمله محكم، تنش را خنثي كرده و قلدر سراغ هدف ضعيفتري ميرود. جلب توجه همكلاسيها به مردمآزاري قلدرها ميتواند آنها را خجالتزده كند. اگر فرزندتان عادت به واكنشهاي تند ندارد، كمك كنيد جملههايش را براي مواجهه با چنين موقعيتهايي تمرين كند.
فرزندتان را تشويق كنيد دوستيهاي عميقي با همكلاسيهايش برقرار كند. كودكي كه دوستان وفادار دارد، كمتر هدف آزار و اذيت قلدرها قرار ميگيرد يا لااقل در صورت مزاحمت، چند دوست همپيمان خواهد داشت.
در صورت ادامه وضعيت با معلم فرزندتان يا مدير مدرسه صحبت كنيد. شايد تمايلي به مداخله نداشته باشيد، تا فرزندتان خجالت نكشد يا این¬که فکر کنید خودش بايد ياد بگيرد چگونه به تنهايي با چنين موقعيتهايي مقابله كند. اما از طرف ديگر، اعتماد به نفس فرزندتان نبايد تضعيف شده و يا سلامت جسمياش در معرض خطر قرار گيرد. فرزند شما حق دارد در محيطي امن به مدرسه برود حتي اگر اين مستلزم مداخله شما و كاركنان مدرسه باشد. بگذاريد مدير يا معلم هنگام مشاهده رفتار نامناسب قلدرها در مدرسه، با آنها صحبت كند. معمولاً اين رويكرد مؤثرتر از گفتگوي شما با آنها و يا والدينشان است.
سرانجام نوع ديگري از خشونت كه بايد اينجا نام برد، وحشت از جنگ است. در اثر نمايش مكرر صحنههاي تلخ جنگ در تلويزيون، بسياري از كودكان در سالهاي مياني كودكي نه تنها بابت احتمال مرگ و جراحت خود و خانوادهشان در جنگ دچار اضطراب ميشوند، بلكه از اعزام پدر و برادر بزرگتر خود به جنگ و جدايي و تنهايي پس از آن هراس دارند. اين كودكان ممكن است از مدرسه رفتن بترسند. و يا دچار كابوس و اختلال در خواب شوند.
در اين موارد به فرزند خود اطمينان خاطر بدهيد كه شما و خانوادهتان در امنيت هستيد و جنگي كه هزاران كيلومتر دورتر جريان دارد، خانواده و شهر شما را مستقيماً تحت تأثير قرار نخواهد داد. البته بسيار دشوار است كه كودك خود را متقاعد كنيد براي افرادي كه تلويزيون آنها را در مناطق جنگي نشان ميدهد اتفاقي نخواهد افتاد. با فرزندتان درباره جنگ و غمانگيز بودن آن گفتگو كنيد و به او بگوييد كه اميدواريد هر چه سريع تر جنگ پايان يابد و كمترين افراد ممكن آسيب ببينند. به او يادآوري كنيد كه در طول تاريخ جنگهاي گوناگوني رخ داده و با وجود اين زندگي در جهان به جريان خود ادامه داده است.
بعضي خانوادهها اما با كودكاني روبهرو ميشوند كه نه تنها وحشتي از جنگ ندارند بلكه مجذوب مسائل نظامي شده و راجع به اعزام به سرزمينهاي دور و مبارزه با دشمنان، خيالپردازي ميكنند. اين نشانهاي از الگوبرداري كودك از ارزشهاي كلان جامعه است. اگر فرزندتان دچار اين حالت شده و اين شما را آزار ميدهد، با او به گفتگو بنشينيد و درباره تفاوت واقعيات جنگ و افسانهپردازيها به بحث بپردازيد.