بیماری های روان تنی در کودکان

دکتر محمد زنوزی راد- دبیر انجمن پزشکان کودکان ایران

 

به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه برنگذرد.
محمد زنوزی رادآورده‌اند که در عهدی نه چندان دور، کودکی بود لطیف‌مزاج و نازک‌دل، که هرگاه اضطرابی بر خاطرش می‌نشست، تنِ خردسال او به لرزه می‌افتاد و گونه‌هایش رنگ می‌باخت. طبیبان، در جست‌وجوی علت، به نبض می‌نگریستند و به درمان‌ها دست می‌بردند؛ اما هر چه می‌کردند، آرام نمی‌شد؛ زیرا ریشه در جایی دیگر بود: در بی‌قراریِ دور از آغوش.
در دوره نوزادی، پیوندِ کودک با مادر فقط یک نیاز عاطفی نیست؛ گویی که «امنیت» بر قامتِ جسم می‌نشیند. آغوش مادر، نخستین پناهگاهِ تنظیم هیجان است؛ دستِ گرمِ مادر، ضرب آهنگ قلب و صدای آشنا، و تماسِ محبت‌آمیز، به سلسله اعصاب شیرخوار کمک می‌کند که زندگی را قابل پیش‌بینی ببیند و به جهان سراسر حکمت و زیبایی پیوند یابد. وقتی این حلقه وصل محکم باشد، بدن نیز پیام آرامش را بهتر دریافت می‌کند و پاسخ‌های تند و پرتنش، کمتر بر دستگاه‌های ظریف بدن اثر می‌گذارد.
در این میان، روان‌تنی (Psychosomatic) بودنِ برخی علائم در کودکان، داستانِ پیوندِ جان و تن است؛ چنان‌که سعدی گفت:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

چه بسیار نشانه‌هایی که در ظاهر جسمانی‌اند، اما در حقیقت از فشارِ درونی برمی‌خیزند: گاه شکم‌دردی بی‌سبب، گاه سردردی بی‌علت، و گاه سرفه‌ای که از سرما نیست، بلکه از سردی بی‌مهری است. کودکانی که احساس جدایی یا ناامنی دارند، بی‌قراری‌شان را با بدن فریاد می‌زنند؛ و گاه همان «سکوتِ نوزاد» به شکل تب، گریه‌های طولانی، یا بی‌قراریِ خواب نمایان می‌شود.
پزشکی حکیمانه آن است که پیش از هر تجویز، به دلِ کودک گوش سپرده شود و پیش از هر قضاوت، نیازِ اساسی او به امنیت و محبت دیده آید. چه بسیار رنج‌هایی که با یک آغوش گرم، با آرام‌سازی آهنگ تنفس، و با حضورِ مطمئن، رو به کاستی می‌رود. حکما گفته‌اند:
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
کودک، عضوی از پیکر خانواده است؛ و اگر در خانه، تنش و بی‌قراری زیاد باشد، رنج آن در جسم او آشکارتر می‌گردد. اینجاست که نقش آغوش مادر پررنگ می‌شود: تماس بدنی و پاسخ‌دهیِ مهربان، نخستین چارچوبِ تنظیم عصبی و عاطفی را فراهم می‌کند.
روان‌تنی، نه فریبی از سوی طفل است و نه سستیِ اراده؛ بلکه زبانی است بی‌واژه، که تن به جای دل سخن می‌گوید. نوزادی که توان گفتن «می‌ترسم» ندارد، با بی‌قراری سخن میراند. کودکِ خسته از ناامنی، با گریه و دل‌تنگی پیام می‌رساند. و این گفتار، دعوتی است برای بزرگ‌تران که به جای شتاب‌زدگی، ابتدا «احساسِ کودک» را دریابند.
حکایت کرده‌اند که آموزگاری هر بامداد کودکی را بیمار می‌یافت. روزی او را به کناری برد و با مهربانی پرسید: «چه چیز تو را می‌آزارد؟» کودک گفت: «چون به کلاس می‌آیم، بیم آن دارم که مرا مسخره کنند.» آموزگار لبخندی زد و گفت: «دانستن به کوشش است، و ندانستن عیب نیست.» از آن روز تب کودک فرو نشست و دلش آرام گرفت؛ و ما نیز از آن حکایت می‌فهمیم که آرامشِ درون، سرانجام به جسم راه می‌یابد.
پس بدان که تربیتِ سالم، تنها خوراک و پوشاک نیست؛ امنیت، حضورِ مطمئن، و محبتِ پیوسته است. اگر شاخه نوخاسته را در باد تند رها کنند، پژمرده می‌شود؛ اما اگر سایه‌بان مهر بر سرش گسترانند، راست‌قامت می‌ماند و بارور می‌شود. در نتیجه، بیماری‌های روان‌تنی در کودکان، آیینه‌ای از احوالِ درونِ ایشان است. هر که خواهد تن‌شان سالم بماند، نخست دل‌شان را دریابد. که سلامت جسم، فرعِ آرامش جان است؛ و جانِ آرام، در سایه مهر و امنیت و فعالیت‌های شاد بال می‌گشاید.

بیماری‌های روان‌تنی در کودکان

علل و نوروفیزیولوژی:
ترکیبی از استعداد ژنتیکی و فشارهای روانی-اجتماعی. مکانیسم اصلی شامل پاسخ‌های نورواندوکرین مزمن (فعال‌سازی طولانی‌مدت محور HPA)، دیس‌رگولاسیون سیستم عصبی خودمختار (ANS) و تغییرات در ترشح نوروترانسمیترها است که منجر به تغییرات فیزیولوژیک در ارگان‌های هدف می‌شود (منبع: Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry).

سن شروع و تظاهرات:

*از اوایل کودکی قابل مشاهده است. تظاهرات شایع شامل: شکم‌دردهای راجعه، سردرد، تهوع، اختلالات خواب، علائم پوستی و تنفسی بدون توجیه ارگانیک (منبع: Nelson Textbook of Pediatrics).
*تشخیص:
• ارزیابی بالینی و شرح حال جامع (شامل بررسی محیط خانواده)
• رد علل ارگانیک با پاراکلینیک متناسب
• استفاده از ابزارهای غربالگری روانپزشکی کودک
• تطبیق با معیارهای DSM-5 (اختلالات علائم جسمی)

*مدیریت (درمانی):
~روان‌درمانی (بازی‌درمانی، CBT متناسب با سن، خانواده‌درمانی)
~مدیریت دارویی (در صورت ضرورت و هم‌ابتلایی)
~تکنیک‌های آرام‌سازی و اصلاح سبک زندگی
~ مشاوره و آموزش والدین

پاسخ به سوالات اختصاصی:

۱. آیا تنش‌های روانی والدین می‌تواند موجب بروز بیماری سایکوسوماتیک در زیر سه سالگی شود؟
بله. در سنین زیر سه سال، کودک در مرحله «هم‌تنظیمی» (Co-regulation) با مراقبین خود قرار دارد. استرس‌های شدید یا ناپایداری هیجانی والدین (مانند افسردگی پس از زایمان یا تنش‌های زناشویی شدید) مستقیماً از طریق تغییر در تعاملات دلبستگی و ترشح بیش از حد کورتیزول در کودک، می‌تواند به صورت اختلالات روان‌تنی مانند کولیک‌های شدید، اختلالات تغذیه‌ای یا اختلالات خواب بروز کند (منبع: Zero to Three: Diagnostic Classification of Mental Health and Developmental Disorders of Infancy and Early Childhood).

۲. آیا بروز زودرس این بیماری‌ها در زیر سه سالگی بر روند تکامل عصبی مؤثر است؟*بله، کاملاً. سه سال اول زندگی دوره طلایی «شکل‌پذیری عصبی» (Neuroplasticity) است. استرس سمی (Toxic Stress) ناشی از این اختلالات می‌تواند باعث تغییرات ساختاری در آمیگدال (افزایش واکنش‌پذیری به استرس) و کاهش حجم هیپوکامپ گردد. این فرایند نه تنها منجر به نقص در عملکردهای اجرایی و تنظیم هیجانی در آینده می‌شود، بلکه می‌تواند مسیرهای عصبی مربوط به سیستم ایمنی و واکنش به درد را نیز بازنویسی کرده و کودک را برای اختلالات مزمن در بزرگسالی مستعدتر کند (منبع: American Academy of Pediatrics – Policy Statement on Early Brain Development).

منابع برای مطالعه بیشتر:

 

Kandel, Eric R. (2021). Principles of Neural Science (6th Ed.). McGraw Hill

Siegel, Daniel J. (2012). The Developing Mind: How Relationships and the Brain Interact to Shape Who We Are. W. W. Norton & Company

Schore, Allan N (2000) Affect Regulation and the Repair of the Self. W. W. Norton & Company

Giedd, Jay N., & Roberts, Kerry (2010). The Neuroscience of You: What Your Brains Tells About You. Current Publishers

اردیبهشت ۱۴۰۵
*حکیم کودکان و پژوهشگر تکامل مغز

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *